دانشجویان نرم افزار دانشگاه صنعتی شاهرود
وبلاگ جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود
چه کسی رسم کرد که برنامهنویسها نامرتب باشند؟؟؟ شاید این آدم... ادسگر دایسترا (که برای الگوریتم کوتاهترین مسیری که به نام خودش کشف کرده مشهور شده). درست است که اینجا کراوات و کت و شلوار دارد ولی به هرحال این عکس در تاریخ ۱۹۳۰ گرفته شده و آن روزها همه کراوات و کت و شلوار داشتند، حتی خانمها و بچهها.
شاید هم این آدم سبب شده برنامه نویسها شلخته لباس بپوشند. آلن کی، یکی از پدرهای(!) برنامهنویسی شیئی گرا. سبیل و موهایش بامزه نیست؟(شاید شونش شکسته ...)
بجارنه استوستروپ(اسماشونم بامزس...) - قیافهاش شبیه آنهایی است که انتظار داریم در پوسترهای «زنده یا مرده» ببینیم ولی این همان آدمی است که ++C را برایمان به ارمغان آورده.
دنیس ریچی و کن تامپسون ( برنامهنویس هستند یا خوانندگان هارد راک؟ ) دنیس برنامهنویسی اصلی C بود و از فعالان یونیکس و کن هم از توسعه دهندگان اصلی یونیکس و یکی از مهمترین کسانی که باعث شده این روزها به خاطر وجود یک رقیب قدرتمندتر، مجبور نباشیم برای هر نسخه ویندوز ۸۰۰۰ دلار پول بدهیم...
ریچارد استالمن بزرگ - این آدم یکی از تاثیرگذارترینهای صنعت نرمافزار است. با این قیافه آدم انتظار دارد که برنده یک مسابقه چوب بری در جنگل باشد ولی او از ام.آی.تی. میآید و موسس GNU است. همین برای معرفی کافی است...
یوکیهیرو ماتسوموتو که با معرفی زبان روبی ثابت کرد که حتی در شرق دور هم اگر یک نفر بخواهد برنامه قابلی بنویسد باید ریش بگذارد. یا حداقل سعی کند که ریش بگذارد!
خز ترین برنامهنویس جهان لری وال، مبدع زبان پرل با سبیل و بلوزهایی که فقط و فقط در هاوایی پیدا میشود در هیچ کجای جهان پیدا نمیشود!
آلن کوکس ( احتمالا برادر گمشده ریچارد استالمن) این آدم یکی از اصلیترین توسعه دهندگان کرنل لینوکس است احتمالا از موقعی که شروع به کار روی کرنل کرده، ریشش را نتراشیده!
جان هال نفر اصلی سازمان بین المللی لینوکس است که کارش پیشبرد این هسته در سطح جهان است.
اگه فکر می کنید شما خانم ها از این قاعده مستثنی هستید سخت در اشتباهید... معرفی می کنم... باربارا لسکوف باید تذکر بدهم که باربارا اولین زنی بود که دکترای کامپیوتر گرفت. این خانم از مشارکت کنندگان توسعه اولین زبان با دادههای آبستره بود و اولین زبان برنامهنویسی غیرمتمرکز را طراحی کرد...
البته هنوز آدمهایی هستند که در رده «اوه خدای من! چه عینکی!» جای میگیرند. مثلا... دوروتی دینینگ بدون شک یکی از آن عینک خوشگلهای دهه ۷۰ است. متاسفانه این روزها پیدا کردن همچین عینکی عملا محال است. بلوز بانمک گل گلی و آن انگشتر خاص این تیپ را تکمیل کرده و به هر رهگذری ثابت میکند که این خانم یکی از حرفهایهای دنیای رمزنگاری است و یکی از آدمهای تاثیرگذار در امنیت ملی آمریکا ...
آدا لولاس (Ada Lovelace) این خانم اسم خودش را هم به زبان برنامه نویسی آدا داده تا در تاریخ برنامهنویسی ماندگار شود. قیافهاش عجیب نیست؟ اشتباه میکنید! این قیافه یکی از عجیبترین قیافههایی است که ممکن است یک خانم برنامهنویس داشته باشد! (چندان موفق نبوده ...)
Grizzly Adam یا گریزلی آدامز که فیلیپ ودلر مشهور است، بیشتر شبیه یتی است تا یک آدم معمولی! اگر فکر میکنید که وقتی گریزلی در خیابان راه میرود مردم درباره خالق Haskell چه فکر میکنند باید صبر کنید تا نفر بعدی را ببینید...
جارون لانیر (Jaron Lanier) کسی که مفهوم واقعیت مجازی را ابداع کرد. واقعیت مجازی در آن موقع به معنی فضاهای تصویری بودند که افراد آنها را از طریق مونیتورها نصب شده روی سر، میتوانستند در آنها بچرخند. حالا اینکه این آقا با این تیپ چه فضاهایی خلق میکرد یا مونیتورها را به کجا میبست بماند. این آقا در دوره دانشجویی شیر و پنیر بز توزیع میکرده (این یک اصطلاح است یا واقعا این کار را میکرده؟)
ویندوزیها نگران نباشند! بیل گیتس هم اینجاست. با عینکی شبیه به تلویزیون که هر چقدر کیف پولش پر پول تر شده، آن را کوچکةر کرده. این عکس به خاطر سرعت غیرمجاز و رانندگی بدون گواهینامه در مرکز پلیس از او گرفته شده... واقعا این روبرت تارجان شبیه شخص تارزان نیست؟ تنها نکته این است که تارزان ریشش را میتراشید ولی تارجان نه. در عین حال تارزان در جنگل زندگی میکرد ولی تارجان یک دانشمند کامپیوتر بود که کلی الگوریتم برای گرافها کشف کرده و روی پشتههای فیبوناچی کار کرده...
خوب دیگه مزخرف گفتن کافیه هر چند که کلی آدم دیگر هم در دنیای کامپیوتر هستند که ریش دارند یا بانمکند (: شاید در آینده به بقیهشان هم نگاه کردیم... 

شایدم این...















